اقبال لاهوری در قونیه ترکیه

اقبال لاهوری (شاعر ملی پاکستان)؛ نقطه استحکام روابط دو کشور مسلمان ایران و پاکستان

سبک زندگی

پاکستان سرزمین شاعران بزرگی ست که در این میان شاعر مشرق زمین با نام اقبال لاهوری ، محبوبیت ویژه ای در میان مردم ایران دارد. 

پاکستان سرزمین شاعران بزرگی ست که در این میان شاعر مشرق زمین با نام اقبال لاهوری، محبوبیت ویژه ای در میان مردم ایران دارد. اقبال، در شهر سیالکوت به دنیا آمد. او فراگیری علم و دانش را در پاکستان آغاز و در انگلستان ادامه داد و در نهایت دکتری فلسفه خویش را از دانشگاه مونیخ آلمان دریافت نمود. این شاعر نامدار پاکستانی در سن 60 سالگی از دنیا رفت و در شهر لاهور به خاک سپرده شد. مطلب حاضر، عشق عمیق ایرانیان را به اقبال نشان می دهد.

با وجود اینکه اقبال لاهوری هرگز ایران را ندیده بود، اشعار زیادی را به زبان فارسی نوشت. به نحوی که در ایران، تقریبا هر کس، از کودکان تا بزرگسالان، از یک راننده تاکسی تا یک مدیر اجرایی، با اشعار فارسی اقبال آشنا هستند. حتی در مشهد یک موسسه آموزش عالی با نام اقبال تحت حمایت دولت ایران در حوزه علوم اجتماعی و مهندسی وجود دارد.

پایان نامه دکترای اقبال تحت عنوان “توسعه متافیزیک در ایران”، در سال 1908 که در دانشگاه مونیخ در آلمان ارائه شده است، یک بررسی جامع از اندیشه فلسفی فارسی در طول قرن ها است. به علاوه اقبال در مجموعه  مقالات خود که در سال 1963 به عنوان اندیشه اقبال  منتشر شد، معتقد است که مهمترین رویداد در تاریخ اسلام فتح ایران بود. همچنین اشعار اقبال مانند «زبور عجم» یکی از منابع اصلی الهام و انگیزه بسیاری از جوانان در انقلاب 1979 بود. در طول روزهای انقلاب مردم در یک پارک یا گوشه ای گرد هم می آمدند تا به کسی که اشعار اقبال را با صدایی موزون می خواند گوش دهند.

شاعر پاکستانی  به مولانا جلال‌الدین محمد بلخی و حافظ شیرازی، ارادتی خاص داشت چنان که خود نوشته است: هر وقت ذوق و قوه تفکر من اوج می‌ گرفت روح حافظ در من جلوه می ‌نمود و من خود حافظ می ‌شدم. درباره مولانا هم می‌ گوید: مولوی مرا با خود آشنا کرد و با او بود که خود را یافتم.

اقبال در طول عمر خود به سختی شناخته شده یا قدردانی شده است. در سال 1932، زمانی که رضا شاه پهلوی، پادشاه ایران، شاعر بنگالی و نخستین برنده جایزه نوبل هند رابیندرانات تاگور را برای دیدار از ایران دعوت کرد، سبب رنجش اقبال گردید.

پس از مرگ اقبال در سال 1938، محمد تقی بهار، سبب محبوبیت اقبال در ایران گردید. او در اشعار خود به اقبال احترام خاص گذاشت. ملک الشعرای بهار می گوید: من اقبال را خلاصه و نقاره مجاهدات و مساعی جاویدان نهصد ساله غازیان و عالمان و ادبای اسلامی و میوه رسیده و کمال یافته این بوستان نهصد ساله می دانم.

در اوایل دهه 1950 اقبال در میان روشنفکران ایران نیز علاوه بر محافل علمی شناخته شد. در سال 1952، محمد مصدق، نخست وزیر ایران، که به دلیل سیاست ملی شدن ملی نفت خود یک قهرمان ملی بود، یک پیام رادیویی ویژه در روز اقبال را پخش کرد و نقش او را در مبارزه مسلمانان بریتانیا در برابر امپریالیسم بریتانیا تشویق کرد. پس از پخش پیام مصدق، شهرت و محبوبیت اقبال افزایش یافت.  سال 1970، ایران “اقبال” را کاملا شناخت. اشعار او بر روی بنرها ظاهر شد و  در جلسات روشنفکرانی خوانده شد.

در سال 1986، آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت، که در حال حاضر رهبر معظم ایران هستند، به پاکستان سفر و از اشعار اقبال نقل قول کردند. از دیدگاه ایشان اقبال از شخصیت‌ های برجسته تاریخ اسلام است و شخصیت او چنان عمیق و متعالی است که نمی توان تنها بر یکی از خصوصیت‌ های او و ابعاد زندگی ‌اش تکیه کرد و او را در آن بعد و آن خصوصیات ستود.

علی شریعتی، جامعه شناس ایرانی تحصیل کرده در سوربن، نیز اقبال را به عنوان الگو خود در نظر گرفت. دکتر علی شریعتی می گوید: اقبال یک “علامت” است در این سرزمین بایر و در این کویر آشوبنده و طوفان کننده زمان ما، که یک اندیشمند تشنه جستجوگر، به هر مکتب و مذهبی که رو می کند و به هر راه حلی و به هر فکر و طرحی که رو می کند، سیراب نمی شود و اگر راه حل درستی هم باشد و به نتیجه مطلوبی هم برسد کفایت همه دردها و نیازهای او را نمی کند. کتاب ستاره بزرگ شهر نوشته آیت الله خامنه ای یکی از برجسته ترین آثار در مورد اقبال است. کتاب ما و اقبال نوشته دکتر شریعتی نیز از آثار قابل تأمل در اقبال شناسی است

مردم پاکستان نیز احترام ویژه ای به علامه اقبال قائل هستند. تا آنجا که محمد علی جناح قائد اعظم پاکستان می گوید: اقبال نه تنها یک متفکر، راهنما و دوست نزدیک من بود، بلکه در تاریک ترین روزهای مسلم لیگ، مانند صخره ای محکم بر جای ایستاد و حتی یک لحظه هم ضعف و فتوری به خود راه نداد. اقبال، به حقیقت، نماینده اندیشه و فرهنگ مسلمانان بود. او نغمه گر و سراینده زیباترین شعر جهان بود، اقبال اگرچه در ظاهر در میان ما نیست، اما در معنی نمرده است، بلکه تا اسلام زنده باشد، روح بلند وی نیز زنده خواهد بود؛ چه شعر اقبال، جلوه گاه آرزوها و اندیشه های عمیق ملت مسلمان است. شعر اقبال، سرچشمه الهام و منبع جهش و پیشرفت ما و نسل های آینده خواهد بود.

نخست وزیر پیشین پاکستان بی نظیر بوتو اندیشه های علامه اقبال لاهوری را همانند اندیشه حکیم ارد بزرگ می دانست و می گفت: ما با کشورهای منطقه و بخصوص ایران ، اساطیر ، فرهنگ و تاریخی مشترک داریم من هم همانند بزرگانی نظیر اقبال لاهوری و ارد بزرگ تمایل دارم کشورهای ما بر اساس فرهنگ و ریشه های مشترک هر روز بیشتر از پیش به هم نزدیک شوند .

بنابراین اگرچه اقبال لاهوری در پاکستان به  دنیا آمد اما تفکر و سخن او در میان ملت ایران نیز نفوذ کرده است. این امر سبب می گردد  اقبال خود نقطه اتصال و استحکام روابط دو کشور مسلمان ایران و پاکستان باشد و آرمان او یعنی حرکت در مسیر وحدت مسلمانان و گسترش برادری میان آنان حتی پس از مرگش نیز زنده ماند.

 

نویسنده:

 دکتر محمد عرفان مقصود
کارآفرین و سحنران بین الملل

One thought on “اقبال لاهوری (شاعر ملی پاکستان)؛ نقطه استحکام روابط دو کشور مسلمان ایران و پاکستان

دیدگاهتان را بنویسید