تجربه دختر ایرانی از سفر به پاکستان

سفر به پاکستان : سرزمینی که هم زمینش قصه داره و هم آسمونش

پاکستان در نگاه من, سفرنامه پاکستان, گردشگری

از کجای سفر به پاکستان شروع کنم. سفری که دیدگاه، زندگی و دنیای من رو تغییر داد. سفری که قرار بود مثل سفر های قبلی ام فقط دیدن منظره و طبیعت باشد اما این سفر ورای تمام سفر هایی بود که رفتم. من یه دختر ایرانی که قرار بود برم نپال اما دنیا مسیر مرا با سفرنامه پاکستان تغییر داد.

ایده سفر به پاکستان با دیدن عکسی که فکر می کردم سوئیس باشد

با دیدن یه عکس در اینستگرام که فکر می کردم اونجا سوئیس باید باشد اما وقتی در نقشه سرچ کردم دیدم این دریاچه زیبا در پاکستان است. یک تیکه از بهشت: کشمیر زیبا: رویای بچگی من.

وقتی به خانواده و دوستانم اطلاع دادم که می خواهم سفر به پاکستان آن هم تنها داشته باشم متاسفانه به دلیل آنچه که در تلویزیون، اخبار و رسانه ها دیده اند خیلی نگران من شده بودند. چون فکر می کردند پاکستان پر از جنگ و خون است.

تنها چیزی که من در سفر به پاکستان ندیدم خشونت بود

من در سفر به پاکستان هیچ خشونتی ندیدم. بلکه فقط موجی از عشق، مهربانی و بخشندگی را دیدم. از همون اولی که پا در کشور پاکستان گذاشتم همه چیز برام عجیب و باور نکردنی بود. تمام اون تصورات منفی که رسانه ها درون ذهن من ساخته بودند، یکی یکی فرو پاشید.

چون پاکستان کشوری مسلمان است من فکر می کردم حجاب در آنجا اجباری است، اما دیدم که چگونه زنان پاکستانی آنچه را که دوست دارند می پوشند و هیچ اجباری نیست و مردان پاکستانی چنان نگاه محجوبی داشتند که زنان پاکستانی هیچ نگرانی و ترسی برای آزادی خود نداشتند و از این همه احترامی که مردان برای زنان قائل بودند لذت بردم.

لباس های زیبای زنان پاکستانی واقعا خیره کننده بود، یکی از قشنگ ترین قسمت های سفر به پاکستان برای من دیدن بازارچه ها و پارچه سراها و مخصوصا کفش های پاکستانی بود که در زیبایی همتایی نداشت.

ایده سفر سیمین به پاکستان

لاهور این شهر با قدمت، این همه عظمت چگونه توصیفت کنم

آسمان ابری لاهور، بوی خوش درخت اوکالیپتوس در فضا، پرواز کبوتران، رقص عقاب ها در آسمان، ساختمان های مدرن و بزرگ و معماری بی نظری که من هیج کجا ندیدم، همه و همه برای من عجیب و زیبا حیرت آور بود. من عشق می کردم وقتی در محلات قدیمی و بناهای قدیمی راه می رفتم. اون آجرهای قرمز اون معماری اسلامی واقعا شگفت آور بود.

بازدید بادشاهی مسجد در سفر به پاکستان

وقتی وارد بادشاهی مسجد شدم شکوهی از عظمت را دیدم. یادم هست صدای اذان عصر می آمد، پرواز عقاب ها در آسمان در میان آن گنبد های اسرار امیز همه و همه برای من زیبایی تسخیر کننده بود. چنان شکوهی داشت که نظیر چنین مسجدی هیچ کجا ندیدم.

یکی دیگر از مکان هایی که دیدم دانشگاه nca لاهور بود. زیباترین دانشکده هنر. وقتی در راه رو های این دانشکده راه می رفتم فقط بوی قدمت و تاریخ رو حس می کردم.

ایده سیمین برای سفر به پاکستان

یکی از بهترین قسمت های سفر به پاکستان برای من غذاهای پاکستانی بود

من متعجب بودم از این همه تنوع غذایی. در شهر پیشاور لذیذترین غذاهای عمرم را خوردم و البته با عظمت ترین و زیباترین دانشگاه رو در پیشاور دیدم. بعد از آن غذاهای خوشمزه، چایی پاکستان و اون همه تنوع برای من جالب بود. من عاشق چای کشمیری شدم اون رنگ صورتی اون پسته های شناور در چای و عطر چایی گویا طعمی از سوی بهشت بود.

اسلام آباد پایتختی زیبا، مدرن و آرام…

بعد از لاهور به اسلام آباد رفتم. اسلام آباد پایتختی زیبا، مدرن و آرام. آرام ترین و امن ترین پایتخت در وسط بهشت با طبیعتی زیبا و باور نکردنی ست.

اسلام آباد پاکستان

کوچه پس کوچه های تنگ راولپندی. آن خانه های قدیمی با ایوان های چوبی. بوی زندگی، بوی تاریخ، بوی دنیای کهن در آن کوچه ها موج می زد. یکی از قسمت های جالب راولپندی برای من آن همه کابل های برق بود.

پاکستان کشوری که سنت و مدرنتیه را در کنار هم دارد

از زنان زیبای کالاش تا زنان برقه پوش پیشاور، از سنت در کنار مدرنیته، آسمان پر از عقاب و کبوتر، خیابان های خلوت و شلوغ، خورشید نارنجی غروب و آسمان پر از بادبادک ترکیب این همه زیبایی را فقط در پاکستان دیدم. کشوری که مردمانی بخشنده، مهربان و مهمان نوازش را همیشه به یاد خواهم داشت.

 —————

سیمین از مشهد

One thought on “سفر به پاکستان : سرزمینی که هم زمینش قصه داره و هم آسمونش

  • سلام می خواستم بدانم که چگونه به دره کالاش می توان رفت می خواهم نقشه دقیق این منطقه رو بدانم

دیدگاهتان را بنویسید